تبليغاتX
آواز دل

آواز دل

ضررات ارتباط های دختران و پسران قبل از ازدواج

حتما بخوانید

این مطلب بیان یکی از افرادی است که در جلسات پرسش و پاسخ دانشجویان حضور داشته است از زبان خود او بشنوید:

حضور چندين ساله در ميان جوانان، اداره جلسات پرسش و پاسخ و ارائه مشاوره به اين قشر ارزشمند از جامعه، خاطرات تلخ و شيرينى را براى من به همراه داشته است. از ميان موضوعات بسيار گوناگونى كه در اين چند ساله با آن مواجه بودم بيشترين فراوانى مربوط به سوالات پيرامون ارتباط با جنس مخالف بوده است و اينك بنا بر خواست دوستان اين تجربيات و مشاهدات خو را بدون به كار بردن اصطلاحات پيچيده ى علمى به رشته تحرير در مى آورم، باشد كه مفيد واقع شود.

ر دوستى ها اغلب با وعده ازدواج آغاز مى شود
بيشتر دخترانى كه ماجراى ارتباط خود با جنس مخالف را با من در ميان گذاشته اند مى گويند: «او به من گفت كه ما با هم ازدواج خواهيم كرد.» به اعتقاد برخى صاحب نظران، انسان قبل از اينكه هر گناهى را مرتكب شود حتما آن را توجيه مى كند و الا فشار وجدان مانع انجام آن كار خواهد شد. اين توجيه مى تواند به صورت هاى گوناگون و متنوعى پديد آيد. برخى از اساس منكر خداوند مى شوند. برخى با گفتن «دنيا دو روزه» و جملات عوامانه اى از اين قبيل، خود را به غفلت مى زنند و برخى نيز به صورت موردى دست به توجيه مطالبات نفس خود مى زنند. وعده ازدواج نيز نوعاً از اين گونه توجيهات است.
تجربه نشان داده است كه قريب به اتفاق اين نوع دوستى ها به ازدواج ختم نمى شود چرا كه همه مردم به صورت فطرى ارزش پاك بودن را مى دانند بنابراين همان جوانى كه قبل از ازدواج ممكن است با چندين دختر ارتباط داشته باشد در هنگام ازدواج، از مادرش مى خواهد كه براى او يك دختر پاك و مؤمن انتخاب كند. وقتى من از آنها سوال مى كردم چرا با همان دخترى كه با او دوست بودى ازدواج نمى كنى؟ مى گفتند: «او به درد دوستى مى خورد ولى به درد ازدواج نه. ازدواج شوخى بردار نيست، يا من به او اعتماد ندارم»
ر آنها كه به وعده ازدواج خود عمل مى كنند
البته من منكر اين نيستم كه درصدى از اين دوستى ها به ازدواج ختم مى شود و حداقل دوره اى را در كنار هم احساس خوشبختى مى كنند. ولى متأسفانه اين خوشبختى ها چندان پايدار نمى ماند. بلكه ترديد و بدبينى به مرور زمان عرصه را بر اين زندگى مشترك تنگ مى كند. به عبارت ديگر بعد از اينكه يك سالى از زندگى مشترك گذشت و همه چيز به صورت عادى در آمد، اين افكار به ذهن آن جوان يورش مى برد كه چرا همسرش زمانى كه مجرد بود به راحتى با او ارتباط برقرار كرد؟ آيا او قبلًا با كسى ارتباط داشته است؟ يا وقتى كه من در خانه نيستم، او به من وفادار مى ماند؟
يادم مى آيد كه در يكى از شبهاى ماه مبارك رمضان، مادرى به همراه دختر جوانش به من مراجعه كردند. مادر مى گفت: «شوهر دخترم بسيار آدم بدبينى است. وقتى از خانه بيرون مى رود، تلفن را قطع و درب را قفل مى كند و» سؤال كردم آيا او قبل از ازدواج، با آن جوان دوست بوده است؟ گفت: بله. گفتم مشكل همين جاست كه داماد شما اعتمادش را به همسرش از دست داده است. بنده شاهد برخى از اين تنش ها كه به خاطر بدبينى ها صورت گرفته است، بوده ام كه متأسفانه سرانجام خوشى نداشته اند. البته اين بدبينى مختص آقايان نيست بلكه برخى از خانم ها نيز چون سابقه شوهرشان را مى دانند هر لحظه احساس مى كنند كه ممكن است شوهرشان با كس ديگرى ارتباط داشته باشد. از اين رو هم كلام شدن شوهرشان با هر زنى را به چشم شك و ترديد مى نگرند.
ر دوستى به خاطر شناخت جنس مخالف
برخى اظهار مى كنند كه دوستى من با او به اين خاطر بوده كه مى خواستم جنس مخالف را بشناسم و تجربه كسب كنم. تعداد اين نوع دوستى ها كه به خاطر ارضاى حس كنجكاوى و لذت ناشى از هيجانات عاطفى صورت مى گيرد، كم نيست. من هميشه از اين خانم هاى جوان سوال مى كردم كه آيا مى خواهى او را بشناسى يا اينكه جنس مذكر را؟ اگر مى خواهى او را بشناسى، اين شيوه ساده لوحانه است يا وقتى مى توانى به شناخت درستى از او برسى كه بابت اين شناخت غرامت
سنگينى پرداخته باشى. چرا كه هرگز كسى كه براى ايجاد چنين ارتباطى تلاش كرده، حاضر نمى شود تا ليستى از معايب و نقايص خود را در اختيار شما قرار دهد بلكه او در اولين برخورد سعى مى كند علايق و سلايق شما را بشناسد و آن چنان باشد كه شما مى خواهيد نه آن چنان كه در واقع هست. بنابراين، او خود را همچون ويترينى مطابق سليقه ى شما تزئين مى كند. حتى سعى مى كند اسم مستعارى براى خود انتخاب كند كه هم وزن اسم شما باشد. اما اگر مى خواهيد با شناخت آن جوان، جنس مذكر را بشناسيد، اين كار خيلى منطقى به نظر نمى رسد. چرا كه جنس مذكر يا مؤنث همچون محصولات مشترك يك شركت نيستند كه با شناخت يكى از آنها بتوانى بقيه را نيز شناسايى كنى. بلكه هر انسانى در عين داشتن سرشت مشترك داراى ويژگى هاى شخصى فراوانى است و اين ويژگى ها است كه انسان ها را از هم متمايز كرده است. نتيجه آن كه اين دليل نيز يك دليل قانع كننده براى موجه جلوه دادن دوستى باجنس مخالف نمى باشد. علاوه بر اينكه براى شناخت جنس مخالف مى توان از دقت در رفتار خواهر و برادر خود و يا رفتار پدر و مادر خود استفاده كرد.
ر پيامدهاى روانى و اجتماعى دوستى هاى خيابانى به ظاهر بى خطر
هر چند امروزه كمتر سريال يا فيلم ايرانى مى توان يافت كه به نوعى به موضوع ازدواج اشاره نكند و يا روزى نيست كه مطبوعات مقاله يا اخبارى پيرامون ازدواج منتشر نكنند. ولى متأسفانه هنوز در معرفى معيارهاى واقعى ازدواج و شيوه هاى ارزشيابى اين معيارها، فرهنگ سازى درستى صورت نگرفته است. از اين رو يكى از آفاتى كه دامن گير كسانى مى شود كه با جنس مخالف ارتباط داشته اند، تصورى است كه از همسر ايده آل آينده پيدا مى كنند. مكرر ديده شده است كه اين افراد، به ويژه هنگامى كه با چندين نفر ارتباط داشته اند، ويژگى هاى مثبت دوست پسرها يا دوست دخترهاى خود را مى گيرند و تصورى كه از همسر آينده خود در ذهن مى پرورانند، دارنده ى همه اين ويژگى هاى مثبت است. مثلًا از يكى از دوستان خود زيبايى، از ديگرى وضعيت اقتصادى و از سومى زبان نرم و لفاظى را در ذهن خود تركيب مى كند و يك شخص خيالى در ذهن خود خلق مى كند و از ميان خواستگاران به دنبال كسى است كه بتواند با آن تصوير ذهنى برابرى كند. با اين تصور كاذب، يا ازدواج خويش را دائماً به تأخير مى اندازد و يا به هر حال تحت فشار روانى و ترس از نيافتن همسر مناسب با يكى از خواستگاران ازدواج مى كند، ولى چون برابر آن تصوير رؤيايى، انتظار بسيار بالايى از همسر خود دارند، معمولًا بعد از ازدواج با مشكل عدم تفاهم روبرو مى شوند. البته اين تصويرسازى ذهنى غالباً به صورت ناخودآگاه انجام مى شود و خود شخص نيز ممكن است نداد كه دليل تنش هاى مكرر با همسرش همين تصويرسازى و رؤيا و توقعات حاصل از آن است.
مشكل ديگر زمانى پيش مى آيد كه يكى از همسايگان يا آشنايان دختر از ارتباط او با يك جوان غريبه خبردار مى شوند. اين خبر فوراً ميان ديگران پخش مى شود. در نتيجه، وقتى كه خواستگارى براى تحقيق اقدام مى كند، يا از سر خير خواهى يا حسادت، به هر حال آنچه ديده يا شنيده اند را با اندكى شرح و بسط، تحويل خانواده خواستگار مى دهند. اگر آن خواستگار انسان متعهدى باشد، هيچ گاه حاضر به ازدواج با چنين دخترى نمى شود.
خلاصه اگر قرار بود براى آن خانم مثلًا ده خواستگار بيايد، تعداد آنها به دو يا سه نفر كاهش مى يابد كه آنها نيز معلوم نيست همانى باشند كه او مى خواست. و متأسفانه كم نيستند دخترانى كه فقط به خاطر يك بار اشتباه كردن براى هميشه از فهرست دختران انتخابى حذف مى شوند.
ر پيامدهاى وخيم تر دوستى هاى خيابانى
دسته ديگرى از پيامدهاى اين دوستى ها، زمانى بروز مى كند كه دخترى مورد سوء استفاده قرار مى گيرد. در اين صورت فشار وجدان، ترس از رسوايى، باج خواهى مكرر و تنفر هميشگى از جنس مخالف به خاطر خيانتى كه مرتكب شده است، به مرور زمان همچون كابوسى، نشاط و تحرك دختران را مورد تهديد قرار مى دهد. چه بسا اين تهديدها بعد از ازدواج
آن خانم نيز ديده مى شود. يكى از موارد تلخى كه بنده از آن مطلع شدم در مورد دختر نگون بختى بود كه از روى سادگى نامه ها و عكس هايى را به دوست پسر خود داده بود. آن پسر حاضر به ازدواج با اين دختر خانم نبود و اجازه ى ازدواج با كس ديگرى را نيز به او نمى داد. در نهايت دختر به خواستگار ديگرى جواب مثبت داد. ولى آن به ظاهر دوست خيانت پيشه، نامه ها و عكس هاى آن خانم را سر سفره عقد تحويل داماد داد و شد آنچه نبايد مى شد.
مورد ديگر ماجرايى بود كه دبير پرورشى يكى از دبيرستان هاى دخترانه كرج در اختيارم گذاشت. او كه با شاگردان خود ارتباط بسيار صميمانه اى داشت، از من در مورد يكى ازشاگردان قبلى اش مشورت خواست و گفت دوست پسر سابق آن خانم گفته است كه هر وقت شوهرت در منزل نبود بايد با من تماس بگيرى كه به خانه شما بيايم و الا همه چيز را تلفنى به شوهرت خواهم گفت راستى اگر شما خواننده محترم به جاى من بوديد چه پاسخى مى داديد؟
در هنگام نوشتن اين سطور تعداد زيادى از اين نوع خاطرات به ذهنم هجوم آورده اند كه اگر بخواهم همه آنها را به رشته تحرير در آورم بى شك كتاب قطورى خواهد شد. فراموش نمى كنم كه روزى تعدادى از اين خاطرات را در يكى از دبيرستان هاى دخترانه بيان مى كردم. بعد از سخنرانى، يكى از دختران با قاطعيت گفت: «ولى دوست پسر من اين گونه كه شما مى گوييد نيست.» گفتم: «اين بار كه او را ديدى با يك قيافه مصمم بگو كه ديگر نمى خواهى به دوستى با او ادامه بدهى. البته او فكر خواهد كرد شوخى مى كنى ولى چند روزى اين رفتارت را ادامه بده. اگر بعد از چند روز او دست به تهديد و توهين به شما نزد و نگفت كه همه چيز را به پدرت مى گويم، آن وقت من حرف هاى خود را پس مى گيرم» و ماجرا همان گونه شد كه بنده پيش بينى كرده بودم.
هر چند موارد فوق بيشتر در مورد خانم ها صادق بود ولى آقايان نيز از اين نوع آسيب ها بى نصيب نمى مانند. افت هاى تحصيلى، بدبينى ها به جنس مخالف، انتقام هاى غير انسانى، آلوده شدن به انحرافات جنسى، اعتياد و لكه دار شدن كرامت انسانى از پيامدهاى روانى و اجتماعى شكست در اين نوع دوستى ها است. ولى از آنجا كه بناى ما بر اختصار است از توضيح آنها صرف نظر مى كنيم.
ر دوستى هاى درآمد زا
پيامد ديگر اين دوستى ها كه متأسفانه چند سالى است رو به افزايش است، اغفال و فروش دختران جوان است. امروز قاچاق دختران سومين قاچاق پر درآمد جهان محسوب مى شود. و در رتبه بندى بعد از قاچاق مواد مخدر و اسلحه است. هر چند كه قاچاق دختران عوامل فراوانى دارد، ولى يكى از عوامل اين پديده زشت، اغفال دختران با وعده هاى ازدواج و زندگى رؤيايى در خارج از كشور است. دركشور ما نيز گاهى با بروز يك حادثه تلخ، مدتى نشريات به آن مى پردازند و مسئولان را به تكاپو وا مى دارند ولى بعد از مدتى دوباره به دست فراموشى سپرده مى شوند.
از سوى ديگر سوء استفاده هاى مالى از دختران جوان هر روز ابعاد تازه ترى مى يابد. حال چه به بهانه ى استخدام منشى و تايپيست و چه به بهانه هاى ديگر. بد نيست در اينجا به موردى كه بنده به طور مستقيم از آن اطلاع پيدا كردم اشاره كنم.
روزى پسر جوانى از من پرسيد كه چرا اينقدر دخترها ساده اند؟ گفتم چطور مگر؟ گفت: «باور كنيد ما پول موادمان را هم از آنها مى گيريم.» گفتم چطورى؟ گفت: «چند روزى كه با هم دوست شديم و حرف هاى عاشقانه زديم روزى با او تماس مى گيرم و برايش يك فيلم هندى بازى مى كنم كه دست مادرم شكسته و الآن در بيمارستان است و براى عمل بايد تا يك ساعت ديگر مثلٌا صد هزار تومان پول به بيمارستان بدهم. آن دختر ساده دل هم هر چه از طلا و پس انداز دارد در اولين فرصت به دست من مى رساند. آن شب با آن پول سور و ساتى برپا مى كنيم و براى هم تعريف مى كنيم كه امروز چند تا دختر را سركيسه كرده
ايم.» حالا تصور كنيد آن دختر ايثارگرى كه شب هنگام در رختخواب خود دراز كشيده و فكر مى كند كه با اين كار رمانتيكى كه انجام داده حتماً آن پسر را براى هميشه اسير عشق خود كرده است. زهى خيال باطل.
ر دو نكته پايانى
1- ممكن است برخى از خوانندگان محترم اين تصور را داشته باشند كه با همه اين توصيفات، از كجا معلوم كه اين آفات در دوستى ما نيز به وجود بيايد؟ به عبارت ديگر هر قاعده اى استثنايى دارد. از كجا معلوم كه ما استثناى اين قاعده نباشيم؟ جواب اين است كه اولًا يك انسان عاقل هيچ گاه احتمال قريب به يقين را به خاطر چند درصد اميد به موفقيت ناديده نمى گيرد. از سوى ديگر در يك احتمال فقط ميزان احتمال شرط نيست، بلكه ارزش محتمل نيز اهميت دارد. اگر شخصى كاردان به شما بگويد به احتمال 50 اين خانه تا يك ساعت ديگر فرو مى ريزد، هر چند 50 احتمال دارد كه سقف فرو نريزد ولى شما هيچگاه حاضر نمى شويد زير آن سقف بخوابيد. بلكه چه بسا به احتمالات كمتر از اين نيز اهميت دهيم. به راستى چگونه مى توان به مردى كه به راحتى ارزش هاى دينى را ناديده گرفته و به ناموس ديگران دست اندازى مى كند اعتماد كرد؟ و چه تضمينى وجود دارد كه بعد از ازدواج، به زندگى مشترك و تعهد خود پايبند باشد و از سوى ديگر چگونه مى توان مطمئن شد كه آن خانم كه به راحتى از نجابت خود صرف نظر كرده، در آينده نيز مرتكب چنين خطايى نشود و بتواند فرزندانى پاك و مؤمن در دامان خويش بپروراند؟
2- مخاطب ما در اين نوشته كسانى هستند كه براى انسانيت و كرامت نفس خويش ارزش قائل هستند و الا گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من، آنچه البته به جايى نرسد فرياد است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 18:55  توسط کامران  | 

ضرورت تحقيق در اعتقادات

ضرورت تحقيق در اعتقادات
در جهان امروز مشاهده مي شود که آيين ها و مذاهب زيادي وجود دارد و افرادي به مسائل وعقائد موجود در آن آيين، اعتقاد دارند و به آن عمل مي کنند، و گروهي کمي از افراد به هيچ مذهبي معتقد نيستند و اعتقاد بر اين دارند که اين جهان خود به خود به وجود آمده است
گروهي از آنان که به مذهب خاصي معتقد هستند، بت پرست مي باشند و گروهي آتش پرستند و گروهي خدا پرست و ..... و آنان که خدا پرستند تعدادي از آنان قائل به جسمانيت خدا مي باشند و افرادي هم قائل به نورانيت خدا هستند، گروهي اعتقاد دارند که انسان  ها در اعمال خود اختيار دارند و و قدرت انجام کارها را  خدا به آنان عطاء کرده و تعدادي از آنان معتقدند که انسان هيچ اختياري ندارد و هرچه که اتفاق مي افتد از جانب خداست و در واقع آن خدا است که اين عمل را صورت بخشيده است و گروهي ديگر بر اين عقيده هستند که انسان عمل خويش را مستقلا و بدون نياز به خدا انجام مي دهد

حال نگاه کنيد انسان هايي که در سرتاسر اين جهان متولد مي شوند در يکي از اين خانواده هايي که معتقد به يکي از آيين هاي موجود و يا آن خانواده اي که معتقد به هيچ آييني نيست به دنيا مي آيد و اين اشخاص از همان کوچکي با فرهنگ خانواده خود انس مي گيرد وبا آن آشنا مي شود، آن خانواده اي که آتش پرستند فرزند آنان هم اينگونه بار مي آيد آن خانواده اي که خدا پرست است هم خدا پرست مي شود خانواده اي که بت را خداي خود مي داند هم همچنين، آن فرزندي که خانواده اش به وجود هيچ خدايي معتقد نيست، معتقد به وجود خدا نمي شود زيرا والدين هر فرزندي فرزند خود را مطابق اعتقادات خود پرورش مي دهند واين انس فرزندان با اعتقادات خانواده تا زماني که اين فرزند به مرحله بلوغ فکري برسد ادامه دارد وبعد از بلوغ فکري اين فرزند، ممکن است او همچنان با آن اعتقاد خانواده انس داشته باشد يا اينکه ممکن است که آن عقيده را زير سوال ببرد و از آن روي گردان شود
اشخاص زماني که به مرحله بلوغ فکري مي رسند از جهتي به دو دسته تقسيم مي شود:
افرادي که از اعتقادات خانواده ي خود تبعيت و پيروي مي کنند و به آن عمل مي کنند
و افرادي که در مورد اعتقادات خود و خانواده شان تفکر مي کنند
آن دسته از افرادي که در مورد اعتقادات خود و خانواده شان تفکر مي کنند دو دسته اند:
و افرادي که تفکر وبررسي آنان در سطح پاييني مي باشد و به محض اينکه عقل آنان مساله اي را قبول نکرد آن را زير سوال مي برند و بررسي دقيق ندارند و در بسياري از موارد يک طرفه قضاوت مي کنند و براي بدست آوردن حقيقت يک دين فقط به بيانات دشمنان آن دين و مذهب توجه مي کنند


و افرادي که تفکر و بررسي دقيق نسبت اعتقادات خود دارند براي بررسي مسائل اعتقادي يک دين بيانات و گفته هاي آيين ها ومذاهب را بررسي مي کنند و حق را از باطل، با عقل خود تعيين مي کنند
حال ببينيم عمل کدام دسته درست است و عمل کداميک از آنان نادرست مي باشد
آن دسته از افرادي که از اعتقادات خانواده هاي خود تبعيت و پيروي مي کنند عمل آنان اشتباه است زيرا،  گروهي از افراد در يک خانواده خدا پرست و گروهي در يک خانواده بت پرست و آتش پرست و..... متولد مي شوند و خانواده هاي خدا پرست  هم با آيين ها و مذاهب گوناگون، مسلمان ، مسيحي ، يهودي ،    مسلمانان هم عده اي شيعه و عده اي سني، شيعيان نيز با فرقه هاي مختلف و سني ها هم همچنين و گروهي هم در خانواده اي که به وجود هيچ خدا اي معتقد نيست به دنيا آمده اند
حال شما به تعداد و فرقه هاي مختلف اين مذاهب نگاهي بياندازيد، آيا امکان دارد تمامي اين فرقه ها و مذهب ها، اعتقاداتشان درست باشد؟!!
نه، اين امکان ندارد  چرا که به سبب وجود تناقضات در اين اعتقادات نمي توانيم آنان را با هم جمع کنيم گروهي اعتقاد بر وجود خدا دارند و گروهي قائل به وجود خدا نيستند،  بالاخره يکدام از اين دو گروه اعتقاد آنان درست است، يا خدا وجود دارد يا ندارد نمي توانيم بگوييم که هم خدا هست و هم نيست،گروهي معتقد به حقانيت علي و گروهي اعتقاد به حقانيت ابوبکر و عمر دارند، بالاخره حق با يکي از آنان بوده است ما نمي توانيم بگوييم هم حق با علي هست و هم حق با ابوبکر وعمر، جمع بين دو نقيض از محالات عالم است و هيچگاه امکان تحقق آن وجود ندارد
شخص متولد شده در خانواده مسيحي با خود فکر مي کند که اعتقاد او اعتقاد درستي است و شخص بت پرست هم، چنين فکري مي کند، مسلمان اعم از فرقه هاي گوناگون آن هم، همچنين
اشخاص نبايد در اعتقادات خود تعصب داشته باشند نبايد اجازه دهند که تعصب بر آنان حکومت کند هر شخصي بايد عقل خود را حاکم بر خود قرار دهد، از کجا معلوم که اعتقاد ما، اعقتقاد درستي باشد؟ آيا دليلي محکم بر اثبات حقانيت اعتقاد خود داريد؟ ديگران هم با خود فکر مي کنند که اعتقاد آنان درست است در حالي که امکان ندارد همه ي آن ها درست باشد و فقط يکي از آن ها حقيقت اين عالم است
پس نتيجه گرفته مي شود که نبايد به تبعيت از ديگران عملي انجام داد بلکه بايد براي بدست آوردن اعتقاد درست، تفکر و بررسي و تحقيق کرد
خداوند متعال هم در سوره  مائده     آيه104  تبعيت از پدران و اجداد را مورد مذمت قرار داده است
و اذا قيل لهم تعالوا الي ما انزل الله والي الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه آبائنا او لو کان آبائهم لا يعلمون شيئا و لا يهتدون
«هنگامي که به آنان گفته مي شود به سوي آنچه خدا نازل کرده  و به سوي پيامبر بياييد مي گويند آنچه را از پدران خود يافته ايم ما را بس است! آيا نه چنين است که پدرانشان چيزي نمي دانستند و هدايت نيافته بودند»
 و در جاهاي زيادي انسان را به تفکر و تعقل دعوت کرده است
حال آن دسته اي که تفکر و تعقل آنان در سطح پاييني است و به محض اينکه عقل آنان مساله اي را قبول نکرد آن را رد مي کنند و بدون بررسي درست آن را زير سوال مي برند
عمل اين دسته نيز اشتباه مي باشد           
چرا که آنان اتکائشان عقل فردي است در حالي که درصد احتمال خطاي عقل فردي بسيار بالاست و در جايي هم که اتکاء به عقل ديگران مي کنند قضاوت آنان، يک قضاوت يک طرفه هست در حالي که يک طرفه قضاوت کردن عمل درستي نيست شما در هيچ جاي دنيا نمي بينيد که قاضي با توجه به گفته و ادعاي يکي از دو طرف، و بدون شنيدن و توجه کردن ادعا طرف ديگر، حکم صادر کند واگر شخصي اين کار را انجام دهد مورد انتقاد شديد قرار مي گيرد و مي گويند عمل نادرستي انجام داده است
در نتيجه براي تشخيص حق از باطل در مسائل اعتقادي بايد بررسي دقيق داشت و به گفته هاي هر گروه توجه کرد و آن بيانات را مورد بررسي قرار داد و سپس انسان بايد با عقل خود حق را از بين آن ها انتخاب کند و به آن عمل کند
اين تحقيق تحقيق درستي است

در روز های آینده دليلي عقلي خواهيم آورد که دايره ي اين اعتقادات را ضيغ تر خواهد کرد و اديان غير آسماني و عدم اعتقاد به خدا را رد مي کند و وجود خدا را ثابت مي کند و بعد از آن اين دايره را همچنان ضيغ تر خواهيم کرد و بهترين و درست ترين آنان را انتخاب نموده  و به آن عمل خواهيم نمود
موفق باشيد


 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 16:30  توسط کامران  | 

مناجات

 

 

    خدایا

    از عقربه های ساعت گله دارم که زمان را با خود بردند

    و مرا میان زمین و اسمان بلاتکلیف گذاشته اند

    از روزگار گله دارم

    رفتی و در اخرین نگاهت خوندم چقدر دلم برات تنگه

    رفتی ودر اخرین قدمهایت دیدم که چقدر برام عزیز بودی

    حالا وقتی فکر میکنم میبینم تو قلبم را با خودت بردی

     

     

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 7:59  توسط کامران  | 

فرصت اندک

 

در یک شهر ودیاری بسیار هرج ومرج بود ومردم دنبال پادشاه می گشتندومعمولا پادشاه را یک فرد غریبه بود درهمین لحظات یک شخص غریبی از راه رسید واز یکی از افراد آن دیار علت هرج ومرج را پرسید گفت: دنبال پادشاه هستند وپادشاه هم باید یک مرد غریب باشد واین پادشاه فقط یکسال میتواند حکومت کند وبعد از آن در وسط دریا اورا می اندازند مرد تعجب کرد وترسید واز پادشاه شدن سر باز زد ولی به اجبار وزور او بعنوان شاه انتخاب شد

در مدت پادشاهی خود کارها وفعالیت های زیادی برای مردم کردوان طرف دریا جزیره ای بوددر آنجا کاشانه ای ساخت وبه یک نفر را مبلغی پول  داد و او را مامور کرد که وقتیاو را داخل دریا انداختند این شخص باید قایق یا چیز دیگری بیاید واورا نجات دهد

بعدیکسال پادشاهی وی تمام شد ومردم او را به داخل دریا انداختند وآ« فرد مامور امد وبا قایق او را نجات داد پس معلوم شد این فرد در حین پادشاهی آینده اش را ساخت وآن طرف جزیره برای خودش راحتی وآسایش فراهم کرد

 

در این دنیا فرصتی به ما داده شد تا آخرتمان را بسازیم ومیدانیم عمرمان محدود هست ولی نمی دانیم تا کی فرصت داریم پس چه بهتر قبل از اینکه نفس ما را در دریای مرگ بیندازند خانه ای در بهشت برای خودمان بسازیم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 7:36  توسط کامران  | 

ب: دعا

 

    ب: دومین وظیفه ما نسبت به امام زمان دعا برای حضرت می باشد:

    اکتفا کردن به دعا آن هم دعای بی معرفت ما را به جایی نمی رساند دعا کردن اسبابی دارد اگر دعا از روی نیاز باشد وبا درک ومعرفت باشد آنجاست که استجابت آن بسیار نزدیک است اگر ما واقعا منتظر امام عصر علیه السلام هستیم باید خلعی که در زندگی ما هست را حس کنیم ودرک کنیم که بدون ظهور آقا ما درمانده ایم اگر در دعا احساس نیازمان به مطلوب هرچه بیشتر باشد بیشتر اثر خواهد داشت

    بزرگی می فرمود: حضرت موسی 70 سال زودتر از تاریخ اصلی فرج خودش زودتر ظهور کرد بخاطراینکه مردم بسیاردعا کردند چراکه در جامعه انها در ظلم وفساد غوطه ور بود ؛ما هم اگر دوست داریم آقا را زودتر زیارت کنیم واز همه بلاها وسختی ها نجات پیدا کنیم باید نیازمان به آقا بسیار زیاد باشد وحس شود بطوریکه زندگی بدون ظهور آقا برای ما رنجور باشد

    در دوران امام صادق علیه السلام شخصی به محضر حضرت مشرف شد وعرض کرد: یابن رسول الله من از روستاهای دور به محضر شما مشرف میشوم ؛راهم بسیار دور است آن قدرها برایم امکان ندارد که درمحضر مبارک شما باشم دست کم لطف وعنایتی بفرمائید تا گاهی شما را درخواب زیارت کنم

    امام فرمودند: وقتی که به منزل رفتی قبل ازخواب  مقداری نمک داخل لیوان اب بریز واب شور را بخور

    ان شخص هم رفت و اب شور خورد شب که خوابید تا صبح ده ها بارخواب اب دیده بودبعد از خواب هنگام صبح با خود گفت: چرا امشب دائما خواب اب دیده ام؟

    بعدازمدتی به محضر امام مشرف شد وعرض کرد: یابن رسول الله من آن کار را کردم ودر خواب فقط آب دیدم حضرت فرمودند: این یک مثال بود خواستم آگاه شوی؛ میدانی چرا همه اش خواب آب میدیدی؟ چون بدنت احساس نیاز وضرورت به آب میکرد اگر میخواهی ما را ببینی احساس نیاز کن وتشنه باش

                                    آب کم جو، تشنگی آور به دست             تابجوشد آب از بالا وپست

    فرج حضرت در واقع فرج گرفتاریها وسختیهای ماست

    در زیارت جامعه کبیره آمده است:             « بکم ینس الهم ویکشف الضُّر » باوجود شما غم واندوه ما ازبین میرود سختیها برطرف میشود

    امام زمان عجل الله تعالی فرجه فرمودند:           اکثروا الدعا لتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم

    برای فرج زیاد دعا کنید چرا که درواقع فرج به نفع شماست

    نقل شده عالمی که درمکاشفه ای با امام زمان داشتند حضرت به ایشان فرمودند اگر شیعیان ما را به اندازه یک لیوان اب میخواستند فرج ما اینقدر به تاخیر نمی افتاد

    ما بی آنکه سراغ طبیب رویم سراغ دارو می گردیم واین است دلیل این همه بلاها ومشکلات وبی  عدالتی ها....

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 6:34  توسط کامران  | 

 

 یک عمر گدای در بازار تو بودیم

   ای جان! تو به کاشانه دلها سفری کن

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 6:9  توسط کامران  | 

وظایف ما نسبت به امام زمان

 

الف: معرفت وشناخت نسبت به امام زمان

       

        معرفت دوگونه می باشد

 1- معرفت حصولی = یعنی شناخت از راه اسباب و وسایل (درموردامام زمان هم یعنی شناخت حضرت ازجهت شجره نامه -ولادت -غیبت-اسباب غیبت وظهور ،رجعت.....

2- شناخت حضوری =یعنی شناخت از راه حس وبادرک حضوری (درمورد امام زمان هم یعنی اینکه بدانیم که امام ما را میبییند واز نیت درون ما اگاه هست شاهدش در قران سوره ال عمران خدا می فرماید:

          « قل اعملوا فسیری الله عملکم رسوله والمومنون »

ای پیامبر به مومنان بگو هرکاری دوست دارند انجام بدهند ولی بدانند خدا ورسولش ومومنان اورا میبینند

 

لحن تمام ادعیه وزیارات ونماز هم شناساندن همین نوع معرفت است یعنی درک کنیم که خدا ما را میبیند واز نیت درون ما اگاه است

نمونه دیگر اینکه وقتی به اماکن متبرکه وبقاع مطهر مشرف میشویم درزیارتنامه امام میخوانیم:

السلام علیک یا....

یعنی سلام برامامی که الان جلویم ایستادی ومرا میبینی

درنماز ایاک نعبد وایاک نستعین

درزبان عرب کاف خطاب برای مخاطب نزدیک قابل حس که نزدیک شما هست وشما اورا میبینید بکار میرود دراینجا هم سلام به امام میدهیدئکه نزدیک هست ومیبینیدش

نتیجه همین نوع معرفت اصلاح نفس وتقوا می باشد اگر انسان قبل ازهرکاری امام خویش را درنظر بگیرد قطعا کاربه عاقبت خوشی منتهی میشود

امام سجاد علیه السلام فرمودند هرکسی قبل از هرکاری وسخنی بیندایشد که آیا رضایت وخشنودی خداوند در پایان است یا مورد غضب خداوند میباشد روزقیامت در سایه رحمت الهی خواهد بود وازسختی ها وشداید محشر در امان است

هرکسی حضور حضرت را سرلوحه کارش قرار دهد زندگیش مورد رضایت خدا وحضرت میشود ان وقت جهان اصلاح میشود هرکسی خودش را اصلاح کندجهان اصلاح میشود

کشیش در روز شنبه خود را برای اجرای مراسم دعا ونیایش اماده میکرد زنش به قصدخرید خانه را ترک کرده بود هوا بارانی وپسرکوچکش بی قرار وناراحت بود حوصلهش سررفته بود کشیش مجله ای قدیمی را برداشت وآنرا ورق زد تا به یک عکس رسید نقشه جهان بود کشیش صفحه راکند وآن رابه قطعات ریز پاره کرد بعدتکه های آنرا به اطراف اتاق پخش کردوبه پسرش گفت: جانی اگر همه تکه پاره های کاغذ را کنارهم بگذاری ونقشه اصلی را در دست کنی به تو 25 سنت جایزه میدهم کشیش خیال می کرد که این کار دست کم تا ظهر پسرش را سرگرم میکند 10 دقیقه بعد صدای در زدن اتاق ، مطالعه اش را شنید پسرش بود که نقشه کامل شده را برایش اورده بود کشیش از اینکه پسرش به این سرعت نقشه را تهیه کرده بود متعجب شد

کشیش پرسید: پسرم چطورشد که به این سرعت این کار را انجام دادی؟ وپسرش جواب داد: خیلی ساده بود درسمت دیگر عکس مردی بود قطعه کاغذی برداشتم وان را در پایین عکس قرار دادم کاغذ دیگری در بالای عکس گذاشتم وصفحه رابرگرداندم ومی دانستم که اگرتصویر مرد را درست بیاورم نقشه جهان نیز درست در کنار هم قرار میگیرد

کشیش لبخندی زد وسکه 20سنتی را به پسرش داد وگفت تو برنامه مناجات مرا هم برای فردا آماده ساختی!

می دانم درباره چه حرف بزنم موضوع سخنرانی من این خواهد بود که اگر انسان درست شود جهان درست خواهد شد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 6:3  توسط کامران  | 

جزیره خضرا واقعی

 

 

از حضرت آية الله بهجت يكي از دوستان پرسيد آقا! اين همه بحث راجع به جزيره خضراء مي شود، جزيره خضراء كجاست؟ ( يكي شرق عالم، يكي غرب عالم، يكي جزيره برمودا، عزيز دلم چرا اين قدر ما گم و گيجم؟!

گوهري كز صدف كون و مكان بيرون بود

                                                                         طلب از گم شدگان لب دريا مي كرد

عزيز دلم كنار دريايي، چرا دنبال امام زمان اين طرف و آنطرف مي گردي؟!)

حضرت آية الله بهجت فرمودند: جزيره ي خضراء آن دلي است كه امام زمان در آن تاب بياورد،

 اگر امام زمان عليه السّلام در دلت آمد، آن دل جزيره خضراء است،

مردم بايد دور اين دل بگردند، كجا مي گردي دنبال جزيره خضراء؟! امام زمان همراه توست،

 چرا ما بايد حضرت را منحصر و محصور در آنجا بكنيم؟!

 من بگويم امام زمان در جزيره اي در فلان كشور تشريف دارند، نخير، يقينا بدانيد كه

            امام زمان عليه السّلام         از رگ گردن به من و تو نزديك تر است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 5:39  توسط کامران  | 

آواز دل

 

سلام به همه عاشقان ومنتظران موعود

کلبه اواز دل در صبح نیمه شعبان افتتاح گردید امیدوارم ثمره چندلحظه نگاه شما بیهوده نگذرد

با نظراتتون در پیرشفت این کلبه کوچک مرا راهنمایی بفرمایید

منتظر آواز دل شما هستم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 5:33  توسط کامران  |